بديع الزمان فروزانفر
مقدمهء مؤلف 3
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
از دريايى ژرف و بىكرانه و پهناور چند جوى خرد و خوار مايه جدا كند و يا بنوعى از حاصل دريا و گوهرهاى آن كه مىشناسد اكتفا جويد و تكرار نظر و مطالعه باثبات رسانيد كه مولانا بر همهء علوم و معارف كه در روزگار وى معمول بوده احاطه داشته و بنيروى فكرت دور بين و پرده شكاف از آن همه گذر كرده و تا مقدارى نه اندك بسوى زمان حاضر پيش آمده و در بعضى مسائل آن سو تر هم رفته است . و چون فهرستى چنين ، مناسب اطّلاع و دانش كسى است كه آن را ترتيب مىدهد بىگمان به نسبت اشخاص و حدود معلومات ايشان تفاوت روشن پديد مىآيد ، اين نكته بر يك كس هم كه در حدّى معيّنايست و درنگ نكند راست و درست منطبق مىگردد . بحسب نمونه ، لبّ لباب تأليف كاشفى هروى و مرآة المثنوى تأليف قاضى تلمّذ حسين را كه هر دو در اين كار پيش قدم بودهاند مىتوان در خاطر آورد كه اوّلين محدود است به : جوامع اطوار شريعت و دقائق اسرار طريقت و لوامع انوار حقيقت . و مؤلّف با آن كه دست بعملى خطير و نو آيين زده ولى عنايت او منحصر بوده است بمباحثى كه در كتب صوفيان عصر وى و يا آن طبقهء متنسّك و متمسّك برسوم و روايات مشايخ تداول داشته و از اين رو دقائق فكر و نظر مولانا در مسائل فلسفى و اجتماعى و علم النّفس و كلام و اصول تربيت از وى فوت شده است و دومين يعنى مرآة المثنوى بيشتر متّكى است بر اصول اخلاقى و مبانى دينى هر چند كه از لحاظ تنوّع و تجزيهء آراء و نظرهاى مولانا كارى سخت شگرف و در خور آفرين است . مىتوان گفت كه كثرت مضمون و سرعت انتقال و حسن تعبير و مهارت مولانا در پيوستن معانى گوناگون بيك ديگر سبب قوى و عامل نيرومندى است كه اعجاب و حيرت خواننده را چنان بر مىانگيزد كه بىاختيار در پى گويندهء